الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

214

تفسير تطبيقى (فارسى)

از يهود عيب‌جويى نمىكرد و خيانتها و لغزشهاى آنان را برملا نمىساخت هر چند يهوديان از عيب‌جويى به مسلمين و استهزاى اسلام كوتاهى نمىكردند ، پس از نزول اين آيه پيامبر خدا سكوت را شكست و فضايح يهود و نصارا را بر ملا كرد . مقاتل بن سليمان ( م / 150 ق ) نخستين كسى است كه اين قول را مطرح ساخته است ، وى مىگويد : پيامبر خدا يهود را بارها به اسلام فرا خواند اما آنان مسخره مىكردند و مىگفتند : « أ تريد يا محمد أن نتخذك حنانا ، كما اتخذت النصارى عيسى ابن مريم حنانا ؛ آيا تو مىخواهى ، تو را محبوب و مورد علاقه خود قرار دهيم همان‌طوركه نصارا ، عيسى بن مريم را محبوب و معشوق خود قرار دادند ؟ ! » پس چون پيامبر چنين ديدند ، ساكت شدند آنگاه خداوند پيامبر را واداشت تا بازهم آنان را به سوى خدا فراخواند و تكذيب و استهزا آنان ، مانع از ادامه كار نشود و چنين نازل كرد : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . . . يعنى خداوند تو را از يهود حفظ مىكند تا تو را نكشند پس چون اين آيه نازل شد پيامبر از قتل و ترس ، ايمن يافت و فرمود : باكى بر من نيست كه چه كسى من را خوار كند و چه كسى من را يارى كند ، چون حضرت پيش از اين مىترسيد يهوديان ، ايشان را فريب دهند و به قتل رسانند . « 1 » پس از وى ، طبرى « 2 » ( م / 303 ق ) ، بغوى « 3 » ( م / 516 ق ) و محمد بن ابى بكر رازى « 4 » ( م / 660 ق ) نيز همين قول را اختيار كرده‌اند ، و فخر رازى نيز پس از ارائه احتمالهاى گوناگون در مورد نزول آيه مورد بحث ، همين قول را برگزيده است . تنها دليل اين افراد سياق يا تناسب آيات قبل و بعد از اين آيه مىباشد كه جملگى درباره يهوديان است به طور نمونه فخر رازى مىنويسد : سزاوارتر است كه بگوييم خداوند تعالى ، پيامبر را از مكر يهود و نصارا ، ايمن داد

--> ( 1 ) . مقاتل بن سليمان ، تفسير مقاتل بن سليمان ، ج 1 ، ص 491 ، 492 ( 2 ) . جامع البيان ، ج 4 ، ص 307 ( 3 ) . معالم التنزيل ، ج 2 ، ص 51 ( 4 ) . محمد بن ابى بكر رازى ، تفسير اسئلة القرآن المجيد و اجوبتها ، ص 74